
مادری ک ۷ سالگیم ازدواج مجدد کرد ..انقدر ناسازگار بود ک ۵ سال تا ۱۲ سالگیم فقط جنگو دعوا و بزن بزن دیدم .بعدم کجدا شد فقط استرس و عصبی بودنش و افسردگیشو دیدم ...عین ی گوشت فقط روی مبل میخابید و هیج حرکت مفیدی نداشت...توی نوجوانی و دوران دانشگاه روانیم کرده بودانقدر ات و اشغال جمع میکرد ک از دست شلخته بازی ها و کثیف کاری هاش فرار گردم و شوهر کردم...با تمام استرس هایی ک سال ها بهم داد منو هم مضطرب کرد..منم ی مریض هستم کنه میتونم رندگی مشترکم و ادارع کنم و نه گذشت دارم و نه کنترل خشم.انقدر خسته ...
ادامه مطلب
امروز پدربزرگش فوت شد دیگه شانس ازین بدتر ممکن نیست ۸ شهریور ۹۵...
ادامه مطلب