
نوروز با وجود دخترم قشنگترین بود حتی با اینکه روز اول عید عزیزجون روی سرامیکا زمین خورد و خابید خونهنوبتی خاله ها و مامانم ازش مراقبت کردن ..کل عید جایی نرفتیم فقط از این خونه ب اون خونه چرخیدیم و مهمونب و بخور ک بخورار لحاظ روحی هنوز امادگی برگستن ب سر کارو ندارم + نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 3:44 توسط زی زی گولو | بخوانید...
ادامه مطلب