
ننه بزرگ فصولشم هر وقت دلش میخاد راهشو میکشه میاد پایین...اصلا مهم نبس من چ شرایطی داشته باشم و خونه توی چه شرایطی باشه این جنده فضول حتما باید بیاد پایین .خونه م بخاطر بچع بهم ریخته س...جنده راهشو کشیده اومده پایین...
ادامه مطلب
تا ساعت ۸ ونیم خوابیدیم و بعد رفتیم سرخاک بابام... برگشتیم و گفتن ک نهار بخوریم و بعد بریم ولی شوهرم گفت ک شلوغ میشه و الان بریم بهتره... احتمالا اخرین روزیه ک توی خونه پدریم هستم... حس غم انگیز بدی داره این مهاجرت... دارم میترکم از غصه... تمام خاطرات بچگی و نوجوانی و جوانی من خداحافظ...
ادامه مطلب