اخرین روزی ک خونه بابا بزرگمم

خرید بک لینک
تا ساعت ۸ ونیم خوابیدیم و بعد رفتیم سرخاک بابام...

برگشتیم و گفتن ک نهار بخوریم و بعد بریم ولی شوهرم گفت ک شلوغ میشه و الان بریم بهتره...

احتمالا اخرین روزیه ک توی خونه پدریم هستم... حس غم انگیز بدی داره این مهاجرت... دارم میترکم از غصه...

تمام خاطرات بچگی و نوجوانی و جوانی من خداحافظ

دل یا دلیل؟...

ما را در سایت دل یا دلیل؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 20:22

صفحه بندی