
بچمو بده گمشه از زندگیم فقط...
ادامه مطلب
واقعا ازش متنفرمواقعا ازش متنفرمواقعا ازش متنفرمواقعا ازش متنفرمکاش یجایی و داشتم ک فرار کنمبرم با بچم.دلم میخاد هیچکس دور و بر من نباشه + نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر ۱۴۰۳ ساعت 0:26 توسط زی زی گولو | بخوانید...
ادامه مطلب
از همه چیاز زندگی مشترکماز کارماز مامانم از شوهرم از اعضای فامیلاز خانوادماز جنگاز کشورماز هرچیزی کاطرافمهاز مدیرماز حقوقماز دلاراز خونموناز صبح ساعت ۹از همه چیحتی خودم...از همه چیز متنفرمبجز بچه م. + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 2:7 توسط زی زی گولو | بخوانید...
ادامه مطلب
از وقتی باردار شدم توی پیچه...با همکارای شرکتش لاس خشکه میزنه...ی بار لابلای مسیجاش گفته بود ک یکبار یکی و رسونده دم مترو...بعدا گفت ک چند بار رسونده ...حالا همون اون دختره خیلی بهش غیر رسمی مسیج میده وکاملا تو مخ منه...اردیبهشت بود فکر کتم ک بدجوری قاطی کزدم و تیر ماه ..گفتم باید عین همکار بهت مسیج بدن نه مثل دوست ...مثنکه بهشون گفته بود و اونا ام خودشونو جمع کرده بودن...ولی باز شروع شده...پیروز ک توی ماشین بودیم همون دختره زنگ زده بود...و شوهرم جوری بود ک انگار ترسیده و هول خورده فقط فوری می...
ادامه مطلب
خوب نتونستیم ک بریم...نمیتونم خیلی قضیه رو اینجا باز کنم ولی خیلی ضرر کردیم ..ماشیممونو فروختیم ..عروسی و زود گرفتیم ...خانواده ی عوضی شوهرم هیچکاری نردن و از زیر خرج ها در رفتن ...سنگینی و بار همه چی افتاد گردن خانواده من...خودمونم خیلی ضرر کردیم...حالا الان داریم وسایلامونو کم کم میخریم تا وقتی مادرم از کانادا برگشت زندگیمونو شروع کنیم ...xa0باید خونه بخریم و ماشین و اینا..نمیدونم ک خدا چی میخواد ولی خودمو میسپارم بهش ..دلم امروز دوباره خیلی گرفته بود...
ادامه مطلب
خسته شدم ازین همه دقدقه و اذیت شدن و ... خانواده ش واقعا بد از آب در اومدن خیلی اذیتم کردن و با تمام دوست داشتنم میخام پا رو قلبم بزارمو همه چیزو تموم کنمنمیخام نه اون و نه من دیگه عزاب بکشیم حق ما این نبود امیدوارم یکی این وبلاگو بخونه و حجم این دوست داشتن و حقظ این رابطه رو بفهمه و اگر کسی مثل ما تو دنیا و تو ایران هست امیدوارم این اتفاق واسه اون ها نیوفته خسته شدم. خدانگهدار ...
ادامه مطلب
سلامxa0 امروز اخرین پست این وبلاگه این وبلاگو از سال ۸۸ ک دوستیمو با میلاد شروع کردم داشتم خیلی وقتا خیلی چیزا توش نوشتم حدودا xa0۴ الی ۵ روزه ک رابطمه م رو با میلاد کات کردم از اول دوستیمون ادامه داشت تا ازدواج کنیم قرار بود قبل از سربازی نشون شیم اما ... کاری نکرد اخر ماه سربازه و من نمیخوام دیگه بیشتر ازین منتظرش بمونم اگر دوستم داشت ب وعده ش عمل میکرد پس دیگه چ اهمیتی داره؟؟؟؟ جز اینکه من خرد شدم چیزی نموند مهم نیست اگراتفاقی افتاد میامو مینویسمxa0 اما اگر نیومدم بدونین ک کامل تموم شدxa0 در ...
ادامه مطلب